فردريك چارلز ريچاردز ( مترجم : مهين دخت بزرگمهر )

129

سفرنامه فرد ريچاردز ( فارسى )

بىشباهت به تزييناتى نيست كه در انگلستان با احتياط بيشترى در روز اول ماه مه در مورد اسبهاى گارى معمول مىدارند . با اين تفاوت كه در اصفهان رعايت هيچ گونه قيد و شرط و احتياط نمىشود . هر كجا چرمى پيدا شود ، كه بتواند اين قبيل تكمه‌ها را نگاه دارد ، يكى از آنها را با تمام درخشندگى و شكوه خود در آن نقطه مىبينيم . به اينها بايد چيزهاى ديگر مانند يكدست منگوله سبز يا ارغوانى و گردن‌بندى از خرمهره‌هاى درشتى ، كه براى دفع چشم بد بر گردن هر اسبى مىآويزند ، اضافه كرد . درشكه‌چى نيز اگر ريش داشته باشد آن را با همان رنگى كه همرنگ مس سرخ است و بازاريهاى سالخورده نيز ريش سفيد خود را با آن رنگ مىكنند رنگ مىكند . مشاهدهء يكى از اين بازرگانان در درشكه لذت‌بخش است . اين مردان خودآراى ريش قرمز ، عينا شبيه سمى « 1 » يكى از اشخاص كاراكترهاى داستان پيترپان « 2 » مىباشند كه پشت چرخ خياطى نشسته مانند كاپيتان هوك « 3 » براى پايان سخنرانى خود چلوار زرع مىكند . اسبهاى مشهور كرمى رنگ كالسكهء سلطنتى يا اسبهاى كالسكهء شهردار لندن در مقايسهء با اسبهاى درشكه ، تيره‌رنگ و كند به نظر مىآيند . در اصفهان نيز اسبهاى درشكه خرمايى رنگ يافت مىشود . ولى اسبهايى كه موجب بدنامى مسافران انگليسى كه از ايران عبور مىكنند مىشود ، اسبهاى شكرى رنگ هستند . گرچه مشهور است كه انگليسيها از لحاظ برخوردارى از حس قضاوت و عدالت و خونسردى در دنيا بىنظير مىباشند ، عده‌اى از آنها در مورد مسئلهء درشكه مانند شيطان سقوط كرده ، مىگويند آنها از سوار شدن در اولين درشكه ، به خاطر اينكه اسبهاى آن خرمايى رنگ يا قهوه‌اى بوده امتناع ورزيده‌اند و پس از پيمودن مسافتى درشكهء ديگرى را با يك جفت اسب سفيد يا شكرى برگزيده‌اند ! پس از سوار شدن در درشكه ، مسافرت بر روى « پل اللّه وردى خان » ، كه كلاه فرنگيهاى هلالى شكل و الهام‌بخش دوران شاه عباس در دو طرف آن واقع شده ، آغاز مىگردد . با وجود يك چنين درشكه‌اى براى سوار شدن و يك چنين پلى براى عبور كردن كيست كه نخواهد از جلفا خريد كند ؟ در اين زمينه ، تنها يك چيز نامطبوع وجود دارد و آن اين است كه اگر شلاقهاى محكم درشكه‌چى را شخص نديده انگارد پشت او از شدت عصبانيت درد خواهد گرفت .

--> ( 1 ) . Smee ( 2 ) . Peter Pan پيتر پان داستان خيالى و افسانه‌اى كه در سال 1904 م به قلم بارى Barie نوشته شده . - م . ( 3 ) . Hook